مجتبى ملكى اصفهانى

51

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

بحث آن مطرح شده است . همچنين اگر مراد ذوق فقهى باشد ، باز هم نيكوست و مورد قبول ، ولى در هر دو صورت دليل مستقلّى نيست . و امّا اگر استحسان فقط نيكو شمردن و قبيح شمردن وهمى و بدون دليل معتبر شرعى يا عقلى باشد ، باطل است و اين همان تفسير به رأى و اعمال سليقه در دين است كه تشريع و حرام است . كلام امام صادق عليه السّلام كه مىفرمايند : « انّ دين اللّه لا يصاب بالعقول » « 1 » نيز ناظر بر همين معناست . « 2 » استدلال استدلال يا حجّت يا دليل عبارت است از : تأليف چند قضيه براى احتجاج عليه خصم و اثبات مطلوب . در منطق ، حد وسط را نيز حجّت گويند . - راههاى علمى استدلال : 1 - قياس . 2 - تمثيل . 3 - استقراء . 1 - قياس : قياس عبارت است از دو يا چند قضيه مركب تام خبرى كه تسليم به آنها ذاتا مستلزم قول ديگرى است . به عبارت ديگر : : ؛ قياس تأليف قضايايى است كه برفرض قبول آنها ، مطلوب ثابت مىشود .

--> ( 1 ) مستدرك الوسائل ، ج 17 ، ابواب صفات القاضى ، باب 6 ، حديث 25 . ( 2 ) الاصول العامة ، ص 361 . ساير منابع : اصول الفقه ، ج 2 ، ص 180 ؛ المستصفى ، ج 1 ، ص 254 ؛ اصول الاستنباط ، ص 337 .